چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش در دانشگاه تهران می‌باشد. این پژوهش از نظر شیوه پژوهش توصیفی-‌ همبستگی و از شاخه پیمایشی است و بر حسب هدف در دسته پژوهش‌های بنیادی جای می‌گیرد. جامعه آماری این پژوهش را اعضای هیئت علمی ‌دانشگاه تهران تشکیل داده بودند که تعداد  آن‌ها  برابر با 1713 نفر می‌باشد. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده و حجم نمونه 325 نفر می‌باشد. برای جمع‌آوری اطلاعات از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون و مدیریت دانش نیومن استفاده شد. پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون شامل چهار بعد تعهد به مشارکت، سازگاری، انطباق پذیری، مأموریت و پرسشنامه مدیریت دانش نیومن نیز شامل چهار بعد خلق و اکتساب دانش، تسهیم دانش، سازماندهی و ذخیره‌سازی دانش، و کاربرد دانش بود. پایایی پرسشنامه‌ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه فرهنگ سازمانی(0/915) و برای پرسشنامه مدیریت دانش(0/892) به دست آمد.

برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی شامل میانگین، جداول فراوانی و نمودارها و آمار استنباطی شامل آزمون‌های کلموگروف-اسمیرنوف (k-s پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.

 نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که رابطه معناداری بین فرهنگ سازمانی و عوامل آن )تعهد به مشارکت، سازگاری، انطباق پذیری، مأموریت(با مدیریت دانش در سطح0/05 وجود دارد(P< 0/05). همچنین نتایج نشان داد که تعهد به مشارکت، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت پیش بین‌های معناداری برای مدیریت دانش میباشند(P< 0/05).

با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان گفت که فرهنگ سازمانی نقش اساسی در برقراری مدیریت دانش در دانشگاه تهران دارد و هر اندازه فرهنگ سازمانی قوی باشد استقرار مدیریت دانش نیز با موفقیت بیشتری انجام خواهد شد. در نتیجه دانشگاه تهران برای اینکه بتواند به گونه ای مؤثر دانش فردی، گروهی و سازمانی را نظم ببخشد و در کل سازمان اشاعه دهد باید به فرهنگ سازمانی توجه کند.

 

واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش، دانشگاه تهران.